
اومدم بنویسم بعد چند وقت .
آره حالم بهتر شده بود . فراموشیم از بین رفته و خوب خوبم .
اما خوب حالا می خوام بنویسم از اینکه انتظار چقدر بده . چقدر می تونه مزخرف تموم شه .
این هفته چندتا اتفاق خوب و بد با هم افتاد . نمیدونم چرا .
دو شنبه یکی که دوسش داشتم و براش اینهمه صبر و ............
سه شنبه یکی رو دیدم که .....................
چهارشنبه به نتایجی رسیدم ........
پنج شنبه هم که ...................
حالتون خوبه ؟
من برگشتم و دارم مینویسم باز .
آره اومدم اما کسی نمیخواد بهم تبریک بگه امروزو ؟؟؟؟؟؟؟؟
میگن امروز یه اتفاق مهم افتاده اما من که هرچی فک کردم اتفاق مهمی ندیدم .
اما اینطوری میگن همه از صبح بهم تبریک گفتن تلفن اس ام اس میل و ....
صبح که پاشدم مامانم اومده بوسیدتم میگه تولدت مبارک عزیزم .
من که چیزی نفهمیدم نمیدونم را همه دارن بهم تبریک میگن . مگه چه اتفاقی افتاده ؟
شماها میدونین ؟؟؟
اما خوب همه که گفتن خودمم میگم :
تولدم مبارک